سرکوب همیشه از خود (ego) سرچشمه می گیرد و بر اساس انگیزه های زیباشناسانه و اخلاقی عمل می کند. آن تکانه هایی که مورد سر کوبند عبارتند از خود خواهی و بی رحمی و مهمتر از همه تکانه های آرزومندانه جنسی، آن هم غالبن از مستهجن ترین و منع شده ترین نوعش.(زنای با محارم). روان رنجوری در واقع جایگزین ارضاهای غیر مجاز بوده و به نظر می آید که این بیماری با فرمانبرداری ناقص جنبه غیر اخلاقی انسان ها تناظر دارد (روانکاوی،فروید،حسین پاینده)
ژوئیه 27, 2010 در 11:44 ق.ظ. |
الان ترجمه ی این به زبان آدمیزادی چی میشه؟
ژوئیه 28, 2010 در 3:56 ق.ظ. |
نشانههاى بيماريهاى روانرنجورانه همواره، يا ارضاء جايگزينشده براى يك ميل وافر جنسى هستند و يا حكم اقداماتى براى جلوگيرى از چنين ارضائى را دارند. اين نشانهها معمولاً حد وسط اين دو و از همان نوع سازشهايى هستند كه برحسب قانونمنديهاى جارى بين اميال متضاد در ضمير ناخودآگاه به وجود مىآيند….
ژوئیه 28, 2010 در 7:49 ق.ظ. |
چند کلمه حرف حساب…[لبخند]
آدمیزاد آرومتر می شه با شنیدنش!
نوامبر 18, 2010 در 12:37 ب.ظ. |
دیالیکتیک اگر منفی نباشد، پس چگونه می توان تضاضل شگرف میان دو محور واپسگرایانه سرمایه داری را در جهت های متناقض توجیه نمود؟