زیست بحرانی محتوا در فرم

درباره‌ی اجرای نمایش اولئانا نوشته‌ی دیوید ممت به کارگردانی علی اکبر علیزاد

دهه‌ی هشتاد شمسی با برآمدن صفحه‌های لایی روزنامه‌های اصلاح‌طلب با عنوان صفحه‌ی اندیشه، تحولی هم در فرآیند نقد هنری شکل گرفت، نقد تبدیل شد به نقد صرف محتوا، فرقی نمی‌کرد فیلم باشد یا تئاتر یا مجسمه سازی، می‌شد به فراخور محتوا کاربست‌های فلسفی لازم را فراهم آورد و در مورد آن اثر نوشت. نقدها شبیه هم شده بودند، البته بی شک یکی از دلایل آن،  ناشی از تکرار مکانیکی آثار و مضامین بود، ولی شاید بتوان اهمیت ندادن به مدیوم اثر را یکی از عوامل آن شبیه هم شدن‌ها در نظر گرفت.
حرف زدن در مورد اولئانای ممت که این روزها در سالن سمندریان مجموعه‌ی ایرانشهر در حال اجرا شدن است، کار پیچیده‌ای است، چرا که با نمایشنامه‌ای روبرو هستیم که سال‌ها پیش نوشته شده است و تفسیرهای یکسر متفاوتی از آن وجود دارد و بحث‌های بسیاری پیرامون ایده‌های زبانی و مضمونی آن شکل گرفته است.
اما همان بحث مدیوم که پیش می‌آید وضعیت را مشخص‌تر می‌کند، در واقع ما با اجرای تئاتری از علی اکبر علیزاد طرف هستیم، علیزادی که روند ترجمه‌ها و کارهایش در این سال‌ها، توجه جدی‌اش به مقوله‌ی زبان در نمایش را نشان می‌دهد و یکی از موثر‌ترین افراد در گسترش نگاه و رویکردی نو به نمایشنامه نویسی از راه ترجمه آثار خارجی، بوده و هست[1].برای حرف زدن در مورد این اجرا باید از اصطلاحات تخصصی[2] بهره گرفت، اول این‌که اجرا تا حد زیادی به متن اصلی وفادار بود و تلاشی برای تطابقش با وضعیت حاضر ایران نکرده بود.
به خواندن ادامه دهید

کنکور، سال صفر یا قانون بقای تبعیض؟

سپیده ثقفیان، رضا خباز

هر ساله با انتشار دفترچه‌های انتخاب رشته کنکور در مقاطع مختلف تحصیلی، چشم‌های نگران به ستون‌ها و جدول‌های آن دوخته می‌شود تا سرنوشت و آینده خود را در آن آیینه بتاباند. اما چند سالی است (به خصوص پس از روی کار آمدن دولت نهم) که نگرانی دیگری نیز اضافه شده‌است. چشم‌های بیش از 60 درصد داوطلبان کنکور متوجه ستون پیش از این کم‌اهمیت سهیمه‌بندی جنسیتی است و هر سال اعدادی را دنبال می‌کنند که بار بی‌عدالتی آشکاری را بر دوش می‌کشند و سرنوشت‌شان را تغییر می‌دهند.

سهمیه‌بندی جنسیتی اول بار در سال 85 اعمال شد و در سال 91 و 92 به اوج خود رسید. در این سال‌ها مخالفان سهمیه‌بندی، استدلال‌های زیادی را مطرح کردند[1] و حتی در مواردی به دیوان عدالت اداری شکایت بردند[2]، اما روند گسترش ناعادلانه تخصیص سهمیه‌ها با قدرت پیش می‌رفت، تا این‌که با روی کار آمدن دولت یازدهم و اظهارات وزرای علوم دولت در مخالفت با ایده سهمیه‌بندی جنسیتی، این رویه در سال 93 به شکل محسوسی کاهش یافت. حالا پس از انتشار دفترچه کنکور سراسری 94، می‌توانیم نگاهی به این روند چندساله و مقایسه با سال‌های اوج سهمیه‌بندی داشته باشیم و تلاش کنیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا کنکور به سال صفر سهمیه‌بندی جنسیتی رسیده است یا این سهمیه‌بندی هم‌چنان در شکل‌های دیگر ادامه حیات می‌دهد؟ به خواندن ادامه دهید