ژان دیلمن یک روز صبح بیدار شد و رفت و دیگر نیامد

خبر خودکشی شانتال آکرمن، فیلم ساز نظریه پرداز 65 ساله بلژیکی، شاید تنها در لحظه‌ی نخست، تعجب آور بود، زیرا آکرمن در اولین ساخته‌اش، فیلم کوتاهی در مورد یک نوجوان، پایان داستانش را با خودکشی او تمام می‌کند و این را باید گذاشت کنار این موضوع که اکثر فیلم‌سازان اولین فیلم خود را با الهامی نزدیک به تجربه زیسته‌ی خود می‌سازند.

 این الهام اما برای آکرمن خیلی شخصی پیش رفت، دومین فیلمش «ژان دیلمن » را بر اساس رفتارهای روزانه مادرش ساخت، مادری که مرگش را دلیل اصلی افسردگی آکرمن و خودکشی متعاقبش می‌دانند. مشهورترین اثرش که تک نگاری سه روزه‌ای با جزئیات دقیق از زندگی زنی بود که به قول خود آکرمن «می‌توانست مردی هم باشد»، ولی زن بودنش و اقلیت بودنش او را به شکلی شکوهمند به چیزی فراتر از جنسیتش پیوند زده بود.

آکرمن را می‌توان فیلم سازی دانست که بی امان در جستجوی هویت بود، در جستجوی فهم جنسیت، فهم روابط انسانی و انسان، همین ظرف فیلم هایش را متفاوت می‌کرد و به شدت تجربی، و در این سیر هیچ ابایی از درگیر کردن تن و ذهن خودش در تار و پور نماهای فیلم هایش نداشت.

در مورد اهمیت سینمای آکرمن، فیلم‌هایش و انقلابش در برساختن تصویری دگرگونه از زن و هویت‌های اقلیت بسیار می‌توان نوشت و از نظرگاه تئوری‌های نقد فیلم فمینستی انسان‌هایش را واکاوید.

با مرگ آکرمن، سینمای آلترناتیو، یکی از مهم‌ترین فیگورهایش را از دست داد.

برای خواندن چیزهای بیشتر از آکرمن این‌جا و این‌جا و این‌جا بسیار مفید است.