ژان دیلمن یک روز صبح بیدار شد و رفت و دیگر نیامد

خبر خودکشی شانتال آکرمن، فیلم ساز نظریه پرداز 65 ساله بلژیکی، شاید تنها در لحظه‌ی نخست، تعجب آور بود، زیرا آکرمن در اولین ساخته‌اش، فیلم کوتاهی در مورد یک نوجوان، پایان داستانش را با خودکشی او تمام می‌کند و این را باید گذاشت کنار این موضوع که اکثر فیلم‌سازان اولین فیلم خود را با الهامی نزدیک به تجربه زیسته‌ی خود می‌سازند.

 این الهام اما برای آکرمن خیلی شخصی پیش رفت، دومین فیلمش «ژان دیلمن » را بر اساس رفتارهای روزانه مادرش ساخت، مادری که مرگش را دلیل اصلی افسردگی آکرمن و خودکشی متعاقبش می‌دانند. مشهورترین اثرش که تک نگاری سه روزه‌ای با جزئیات دقیق از زندگی زنی بود که به قول خود آکرمن «می‌توانست مردی هم باشد»، ولی زن بودنش و اقلیت بودنش او را به شکلی شکوهمند به چیزی فراتر از جنسیتش پیوند زده بود.

آکرمن را می‌توان فیلم سازی دانست که بی امان در جستجوی هویت بود، در جستجوی فهم جنسیت، فهم روابط انسانی و انسان، همین ظرف فیلم هایش را متفاوت می‌کرد و به شدت تجربی، و در این سیر هیچ ابایی از درگیر کردن تن و ذهن خودش در تار و پور نماهای فیلم هایش نداشت.

در مورد اهمیت سینمای آکرمن، فیلم‌هایش و انقلابش در برساختن تصویری دگرگونه از زن و هویت‌های اقلیت بسیار می‌توان نوشت و از نظرگاه تئوری‌های نقد فیلم فمینستی انسان‌هایش را واکاوید.

با مرگ آکرمن، سینمای آلترناتیو، یکی از مهم‌ترین فیگورهایش را از دست داد.

برای خواندن چیزهای بیشتر از آکرمن این‌جا و این‌جا و این‌جا بسیار مفید است.

زیست بحرانی محتوا در فرم

درباره‌ی اجرای نمایش اولئانا نوشته‌ی دیوید ممت به کارگردانی علی اکبر علیزاد

دهه‌ی هشتاد شمسی با برآمدن صفحه‌های لایی روزنامه‌های اصلاح‌طلب با عنوان صفحه‌ی اندیشه، تحولی هم در فرآیند نقد هنری شکل گرفت، نقد تبدیل شد به نقد صرف محتوا، فرقی نمی‌کرد فیلم باشد یا تئاتر یا مجسمه سازی، می‌شد به فراخور محتوا کاربست‌های فلسفی لازم را فراهم آورد و در مورد آن اثر نوشت. نقدها شبیه هم شده بودند، البته بی شک یکی از دلایل آن،  ناشی از تکرار مکانیکی آثار و مضامین بود، ولی شاید بتوان اهمیت ندادن به مدیوم اثر را یکی از عوامل آن شبیه هم شدن‌ها در نظر گرفت.
حرف زدن در مورد اولئانای ممت که این روزها در سالن سمندریان مجموعه‌ی ایرانشهر در حال اجرا شدن است، کار پیچیده‌ای است، چرا که با نمایشنامه‌ای روبرو هستیم که سال‌ها پیش نوشته شده است و تفسیرهای یکسر متفاوتی از آن وجود دارد و بحث‌های بسیاری پیرامون ایده‌های زبانی و مضمونی آن شکل گرفته است.
اما همان بحث مدیوم که پیش می‌آید وضعیت را مشخص‌تر می‌کند، در واقع ما با اجرای تئاتری از علی اکبر علیزاد طرف هستیم، علیزادی که روند ترجمه‌ها و کارهایش در این سال‌ها، توجه جدی‌اش به مقوله‌ی زبان در نمایش را نشان می‌دهد و یکی از موثر‌ترین افراد در گسترش نگاه و رویکردی نو به نمایشنامه نویسی از راه ترجمه آثار خارجی، بوده و هست[1].برای حرف زدن در مورد این اجرا باید از اصطلاحات تخصصی[2] بهره گرفت، اول این‌که اجرا تا حد زیادی به متن اصلی وفادار بود و تلاشی برای تطابقش با وضعیت حاضر ایران نکرده بود.
به خواندن ادامه دهید

کنکور، سال صفر یا قانون بقای تبعیض؟

سپیده ثقفیان، رضا خباز

هر ساله با انتشار دفترچه‌های انتخاب رشته کنکور در مقاطع مختلف تحصیلی، چشم‌های نگران به ستون‌ها و جدول‌های آن دوخته می‌شود تا سرنوشت و آینده خود را در آن آیینه بتاباند. اما چند سالی است (به خصوص پس از روی کار آمدن دولت نهم) که نگرانی دیگری نیز اضافه شده‌است. چشم‌های بیش از 60 درصد داوطلبان کنکور متوجه ستون پیش از این کم‌اهمیت سهیمه‌بندی جنسیتی است و هر سال اعدادی را دنبال می‌کنند که بار بی‌عدالتی آشکاری را بر دوش می‌کشند و سرنوشت‌شان را تغییر می‌دهند.

سهمیه‌بندی جنسیتی اول بار در سال 85 اعمال شد و در سال 91 و 92 به اوج خود رسید. در این سال‌ها مخالفان سهمیه‌بندی، استدلال‌های زیادی را مطرح کردند[1] و حتی در مواردی به دیوان عدالت اداری شکایت بردند[2]، اما روند گسترش ناعادلانه تخصیص سهمیه‌ها با قدرت پیش می‌رفت، تا این‌که با روی کار آمدن دولت یازدهم و اظهارات وزرای علوم دولت در مخالفت با ایده سهمیه‌بندی جنسیتی، این رویه در سال 93 به شکل محسوسی کاهش یافت. حالا پس از انتشار دفترچه کنکور سراسری 94، می‌توانیم نگاهی به این روند چندساله و مقایسه با سال‌های اوج سهمیه‌بندی داشته باشیم و تلاش کنیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا کنکور به سال صفر سهمیه‌بندی جنسیتی رسیده است یا این سهمیه‌بندی هم‌چنان در شکل‌های دیگر ادامه حیات می‌دهد؟ به خواندن ادامه دهید

تهران-پاریس 1359

thumb_30721_1_sde

ثریا در اغما، در باره­ ی اغماست، اما نه از نوع فیزیولوژیکش، بلکه کمای روحی وذهنی، اسماعیل فصیح، در رمانش، تصویری از نسلی می دهد که انقلاب و ناتوانی در همراهی با سیر آن، پریشانش کرده، جلال آریان، کارمند شرکت نفت که زیر بمباران در جهنم آبادان مشغول کمک در بیمارستان به زخمی هاست، متوجه می شود، خواهرزاده اش، ثریا، که در فرانسه دانشجوست، از دوچرخه افتاده و به اغما رفته است، خواهر جلال از برادرش می خواهد به پاریس برود و ثریا را بیاورد و این شروع داستان است،

به خواندن ادامه دهید

جراحی معلول به جای علت

نگاهی به سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه­ ها
سپیده ثقفیان، رضا خباز

شهریور ماه امسال، با انتشار دفترچه­ های انتخاب رشته کنکور سراسری، داوطلبان همچون سال­های قبل با ستون­ هایی در دفترچه مواجه شدند که از اختصاص کل یا درصدی از کد برخی رشته ­ها به جنسیتی خاص خبر می­ داد، کاری که سهمیه بندی جنسیتی خوانده می­ شود و یکی از چالش برانگیز ترین مباحث سال­ های اخیر نظام آموزش عالی کشور است، هر چند سهمیه بندی امسال و با روی کار آمدن دولت یازدهم نسبت به سال­های قبل به طور محسوسی کاهش یافته و در مواردی حذف شده بود، اما هنوز سایه سنگینی بر دفترچه­ های کنکور امسال داشت، همین مسئله باعث می­شود که هنوز پرداختن به استدلال­ های موافقان و مخالفان این طرح و همچنین چالش­ های آن ضروری باشد، ضرورتی که حالا بعد از ۸ سال اجرا شدن آن و آشکار شدن بیشتر اهداف و نتایجش پر رنگ­تر هم شده است.
به خواندن ادامه دهید

خشونت علیه همه

اگر تعریفی از آزادی که «فرد وقتی آزاد است که دیگری آزاد باشد» را فرض بگیریم، ابتدا باید دیگری و رابطه فرد با آن را تبیین کنیم. آیا این رابطه از خلال تجربه‌های مختلف نمی‌گذرد؟ آیا حتی برای کسی که خود را فردی آزاد می‌داند و تنها با دیدن دیگری و با تعریف فرض گرفته شده، در آزادی خود شک می‌کند، نمی‌توان تبیین‌های شخصی از عدم آزادیش داشت، به بیان دیگر آیا در زمانی که همه آزاد نیستند، فردی می‌تواند ادعای آزادی کند و آیا نمی‌توان در این شرایط نقاطی را نشان داد که حتی فرد مدعی هم در آن، برخلاف ادعایش آزاد نیست؟ اگر این کار امکانپذیر باشد، علاوه‌بر مساله تجربه دیگری با مساله آگاهی شخصی نیز روبه‌رو هستیم. البته درنهایت می‌توان ادعا کرد، مفهوم دیگری اساسا بر ساخته وضع موجود و از اساس کاذب است. به خواندن ادامه دهید

«حق» حضور زنان در ورزشگاه­ ها، چالش­ ها و چشم اندازها

women-presence-in-stadiums-asli-thumb-400x195-400

مقدمه

بعد از بهمن 57، انقلابیون جوان هر چیزی را که به نظر خودشان منحرف کننده جوانان از انقلاب بود، یکسره دست ساخته رژیم پهلوی می­‌دانستند و کمر به حذف یا حداقل بی توجهی به آن بستند، ورزش یکی از آن موارد بود، سال­ ها طول کشید تا آن جوانان سابق که حالا تکنوکرات­ هایی میانسال شده بودند، اهمیت و توان تاثیر­گذاری ورزش را درک کنند، در تمام سال­ های ابتدایی دهه 60، سیاست های محدود کننده­ای بر ورزش  وضع می­شد، مسابقات سابق منحل می گشت و دیگر خبری از پخش زنده مسابقات نبود، اما به مرور زمان و در طول این دهه، محدودیت­ ها هر روز کمرنگ تر می‍‌شد، تشکیل دوباره مسابقات گروهی فوتبال با نام لیگ قدس، پخش زنده مسابقات کشتی در تصویرمستطیلی کوچک در کنار تصویر بزرگ گزارشگر و…،
به خواندن ادامه دهید