چندگزاره درباره‌ی نمایش «خرس و خاستگاری»

اجرایی از حسن معجونی در رشت

1- نوشتن درباره تئاتر در گیلان، جدا از  دلایل هر نوشتنی درباره‌ی هنر، دلیل دیگری هم می‌خواهد. جز اندک استثناهایی، خیل زیادی از نمایش‌هایی که به زحمت تماشاچی‌شان به صد نفر می‌رسد یا این‌که کیفیت و میزان تاثیر گذاری‌شان اساسا پیش از مقوله‌ی تئاتر است، نوشتن را سخت یا اصولا غیر ممکن می‌کند، اما «خرس و خاستگاری» هم پر تماشاچی است، که اتفاق خوشایندی است، و هم از تراز متوسط تئاتر گیلان بالاتر است. کار جدید حسن معجونی که به زبان گیلکی اجرا شده، از این نظر، چون دیده شده است و مسائل آن قابل طرح در جمع بزرگتری است، خود ضرورت اولیه‌ی نوشتن را برآورده می‌کند.

2- چرا «خرس و خاستگاری»؟، ضرورت اجرای آن و تاثیری که قرار است بر مخاطب بگذارد چیست؟ و عنصر امروزی این نمایش چیست؟ این‌ها سوالاتی است که در باره‌ی هر اجرایی باید پرسید. نمایشنامه غیر از اجرایش به یک زبان جدید، تغییری نسبت به نسخه‌ی اولیه ندارد و عنصری از مکان اجرا، از ایران و گیلان، در آن وارد نشده است. از طرفی در این روزها که منتقدان فمینیست در حال نقد رادیکال آثار هنری هستند، وفادارانه و بدون به چالش گرفتن سویه‌های ضد زنش، روایت شده است. حال سوال اصلی این است، اندیشه‌ی کارگردان که از خلال متن قرار است اثر جدیدی در جهان بگذارد چیست؟ و نگاه او کجای اثر است؟ این سوال‌ها را می‌توان به کلماتی چون دغدغه و ضرورت ترجمه کرد، چیزهایی که اجرای نمایش به سختی به آن‌ها پاسخ مناسبی می‌دهد. به خواندن ادامه دهید

Advertisements